+ وقتی نی نی دار شدین...

از زمانی که یک مامان و یک بابا تصمیم میگیرن که یک فرشته کوچولو  رو به زندگی تو این دنیا دعوت کنن و اونو بیافرینن باید حواسشون کلی جمع باشه. باید خیلی مسائل رو در نظر بگیرن و خیلی کارها انجام بدن تا نی نی مسافرتش رو به سلامتی تموم کنه و به جمع آدمهای زمینی اضافه بشه. وقتی هم که به دنیا اومد بازهم باید یکسری کارهایی بکنن تا خیالشون تا حد زیادی از بابت سلامت نی نی شون راحت بشه و تازه اینو هم باید یادشون بمونه که به هر حال علم پزشکی تا امروز هرچقدر که پیشرفت کرده جواب می ده و هنوز یکسری موارد رو پوشش نمی ده که البته موارد نادری هستن. به هر حال امروز با گذشته ها فرق کرده و نباید مثل قبل زندگی کرد. از زمانی که یک فرشته به صورت یک نطفه کوچولو توی دیواره رحم مامانش لونه کرد و جاپاشو تو این دنیا محکم کرد، دیگه باید حواسمون تمام و کمال بهش باشه و حسابی ازش مراقبت کنیم. چون امروز دیگه خطرها رو میشناسیم و حالا که دشمن شناخته شده نمی شه دربرابرش ضعیف ظاهر شد. همون دشمنی که قدیما اسمهای عجیب و غریبی داشت. مثلاً آل یکیش بود. به هرحال از وقتی نی نی رسماً حضورش رو اعلام می کنه تا هفته دهم بارداری مامان باید آزمایش خون بده تا از نظر یک جور کم خونی به اسم آنمی سلول داسی شکل بررسی بشه (وقتی گلبولهای قرمز به جای اینکه شبیه دیسک مقعر باشن شبیه داس می شن کنار هم جمع میشن و عبور و مرورشون مختل می شه. این یک نقص ژنتیکیه که برای خود مادر در بارداری خطرناکه و ضمنا از پدر و مادر هم به نی نی منتقل میشه) (البته اصل اینه که این آزمایش قبل از بارداری و اصلاً قبل از ازدواج انجام بشه). تو هفته هشتم تا دوازدهم بهتره مامان از نظر یکسری بیماری هایی که برای نی نی خطرناکن بررسی بشه مثل سیفیلیس، هپاتیت ب، ایدز و سرخجه. گروه خونی و مثبت یا منفی بودن Rh خونش هم باید معلوم باشه. مهمترین آزمایش زمان بارداری توی هفته 11 تا آخر هفته 13 باید انجام بشه که اسمش هست غربالگری ناهنجاری های کروموزومی جنین. یک آزمایش خون ساده با یک سونوگرافی تخصصی برای بررسی قسمتهای خاصی از جنین که نتیجه هردوش با هم ریسک ابتلای جنین به سه تا ناهنجاری شایع کروموزومی رو میده که معروفترینش همون مونگولیسمه. واقعا وقتی میشه یک روز وقت و هزینه گذاشت و جنین کوچولوی 8-4 سانتیمتری رو چک کرد تا خیالمون راحت بشه که نی نی مون عقب مانده ذهنی نخواهد بود چرا نگذاریم. اگر هم خدای نکرده نی نی مشکلی داشت اجازه سقط قانونی تا هفته 18 بارداری داده می شه. وقتی مامان از همه اینها به سلامتی گذر کرد و همه چیز خوب پیش رفت، از هفته 18 تا 22 بارداری یک سونوگرافی تخصصی باید انجام بده که بهش میگن anomaly scan. این سونوگرافی جنین رو از نظر شکل و شمایل ظاهریش بررسی می کنه و تمام اجزای سیستم مغزی نخاعی اش و همینطور هم قلبش رو چک می کنه. حالا دیگه خیال مامان و بابا راحته که تا جایی که تونستن هر کاری که از دستشون بر میومده برای بررسی سلامت جنینشون انجام دادن. از الان تا هفته 39-40 که معمولا خانمهای ایرانی زایمان می کنن دیگه برن خوب بخوابن که نی نی که اومد نمیگذاره و ضمناً دور بعدی ماراتن بررسی ها و غربالگری های خود نی نی که سرحال و سالم هم به نظر می رسه شروع میشه. چون باز هم یکسری مشکلات هستن که اصلاً و ابداً همون اول معلوم نمی شن و فقط باید مامان و بابا زود تا قبل از 7 روزگی نی نی برن دنبال بررسی اش تا خیالشون راحت باشه که فرشته تپل و مپل جیغ جیغو واقعاً سالمه. این مطلب باشه برای پست بعدی که شما هم یکم خستگی در کنین.

نویسنده : مژگان ; ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳۱
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ مامان bilingual و پسر bilingual تر

صبح درگیر این خانم bilingual بودم. وقتی داشتم ازش در مورد کوچولوش سوال می پرسیدم که شرح حالشو تو پرونده اش بنویسم شده بود فیلم سینمایی. همه بچه های بخش پذیرش جمع شده بودند اون پشت و داشتند به مکالمات رد و بدل شده می خندیدند. داستان از اونجا شروع شد که از خانم پرسیدم مشکل بچه چیه؟ مسلسل وار جملات پشت هم ردیف شدند: هیچی. فقط حرف نمی زنه. البته حرف می زنه پسر گلم. ولی چون بای لینگواله (مترجم:دوزبانه) من فکر می کنم مساله بخاطر اینه. آخه از اول با این مساله expose شده که من باهاش زبان کار می کنم. آخه خودم دکترای زبان شناسی ام. همه اش تو خونه english talking داریم. پسر گل عزیز دردونه ام چند کلمه ای فارسی می گه ها. حتی جملات complex هم به کار می بره ها. بس که باهوشه ماشالا. ولی از یک سال و نیمه گی که از هوش زیادش شروع کرد به بابا مامان گفتن دیگه کلمه ای اضافه نمی کنه. (در همین حین پسر گل عزیز دردونه داشت اونجا رو به هم می ریخت). این دکترای ایران هم که هیچی حالیشون نیست. همه اش می گن بچه سالمه. ولی مین می گم حتما بچه ام autistic disorder (اوتیسم) (شما با لهجه بخونید) داره ولی اصلا attention ندارن که. روانشناسهای ایران هم که بی سوادن. هیچ کار تحقیقاتی روی بچه ای مثل بچه من که bilingual ه انجام نمی شه که آدم بره بخونه. من هی بهشون می گم حالیشون نمیشه. in any situation توجهی به حرفای آدم ندارن. پسرم انگلیسی بلده. مامان بگو hello (پسرک رو تصور کنید با قیافه ای شبیه کامپیوتری که هنگ کرده و نه تنها hello بلکه هیچ کلمه دیگه ای هم نمیگه و مامان همچنان ادامه می ده) پسرم بگو bye، بگو مامان جان، الان هول شده خانوم دکتر. این confusion ها و این Stress ها برای پسرکم خوب نیست. زود کارشو تموم کنید. نه اینجوری ازش خون نگیرید(همکار خونگیرم کلافه شده بود و کاردش می زدی خونش در نمی اومد) آخ بچه ام دردش اومد. ای وای یواش، فشارش ندید طفلکو. آره داشتم می گفتم. من فکر می کنم بچه ام developmental delay داره (اون وسط یک لحظه فرصت کردم بگم این تاخیر رشدی که شما می فرمایید توی اختلالات اوتیسمی هم دیده می شه، اشتباه کردم، خانم شروع کرد به توضیح دادن به خود من!) نه، نه، می دونید؟! اونایی که DD دارن (منظورش همون تاخیر تکامل بود!) سالمن. فقط دیر رشد می کنن و یهو جهش می کنن. مثلا من از 6 ماهگی آموزش پارسا رو شروع کردم. هر چی بهش یاد می دم در لحظه یاد نمی گیره. یک هفته بعد یه هو! جهش می کنه. اینجا تو ایران اطلاعات همه ناقصه (همراه با قیافه عاقل اندر سفیهی که به من این حس دست داد که درس ها و مطالعاتم به درد جوی آب می خوره و در برابر اطلاعات خانوم که همه اش رو از اینترنت گرفته بودند بسیار ناقصه). وقتی از اطلاعات ناقص! من نا امید شد شروع کرد برای پسرک توضیح دادن: ببین مامان. دارن ازت خون می گیرن. می فهمی؟ آزمایس خون (بچه 3 سالش بودا) آزمایش خون می گیرن که با یک دستگاهی بررسیش کنن ببینن تو بیماری یا سالم که اگه بیمار باشی زود یه شربت بدن بخوری خوب شی پسرم. فهمیدی مامان؟ اگه بیمار باشی یه چیزایی تو بدنت تولید می شه که می ره تو مغزت و مغزتو مریض می کنه. (ای داد بیداد. طفلک پارسا در تمام مدت با بهت و حیرت یک نگاه به من می کرد و یک نگاه به مامان bilingual اش و من مطمئن بودم که windows is exposed to an error، سیستمش از این همه تلاش مامان و اطلاعاتی که مامانش سعی کرده بوده از 6 ماهگی تو مغزش فرو کنه error داده بود. اصلا اون بچه مشکلی نداشت. مشکل اصلی مامانش بود. حیف که نمی شد این مامان هم بررسی بشه شاید همونایی که به بچه اش گفت می ره تو مغزش و مغزشو مریض می کنه مال خودش رو مریض کرده باشه. طفلک پارسا

نویسنده : مژگان ; ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢۳
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک